...معنای عشق:آنچه که همه ناخالصیها را پاک میکند و فقط راستین و حقیقی را بر جا مینهد.
عشق ناخالصی را میجوید تا آن را بسوزاند.
در قیاس با عشق مابقی قدرت ها ناتوانند.
برای کسب عشق نخست باید آن را ببخشایی.
برای حصول یقین که دیگری بی قیدوشرط دوستت دارد خودت باید برای او شرط وشروط قائل نشوی.
بیشتر ما میپنداریم که عشق جاذبه به سوی شخصی دیگر یا نیرویی پرستاری کننده است که سبب
میشوداحساس کنیم مورد توجه قرار داریم یاسرخوشی وشادمانی یااحساس وعاطفه یی قدرتمند.
اگر چه عشق جنبه ای از تمام این زیباییهاست اما همه اینها در بهترین حالات خود نیز جزیی اند.
اما...!عشق راستین نمیتواند بیقرارتان کند زیرا هیجگاه جویای آن نیست که بیرون برود.
به میزانی که عشق را بشناسید خود عشق میشوید.
پاکترین عشق آنجاست که انتظاری نیست درعدم وابستگی...
بدون هیچ چشمداشت یا اندکی توقع خود را بر محبوب فرو میباراند.
شادمانیش در بخشیدن است نه ستاندن.
عشق یعنی حضور و ظهور خدا.
حسد بزرگترین دشمن عشق است.
هر انسانی باید یقین داشته باشد که آنچه را دوست دارد در پناه خداست. ![]()
